I cannot connect to server Could not Connect to database نماز جماعت

جستجو

تبلیغات



نماز جماعت

    یک روز در قرار گاه تاکتیکی مشترک، نماز جماعت می خواندیم. از یکی از سرهنگ های ارتش خواستند پیش نماز شود. پای او به شدت آسیب دیده بود.

    سرهنگ از قبول امامت نماز سر باز زد. چند نفر از فرماندهان ما از جمله سردار بروجردی به سرهنگ اصرار کردند. هرچه سرهنگ گفت نمی تواند نماز بخواند، قبول نکردند و آن را از روی شکست نفسی سرهنگ تلقی کردند.

    بالاخره سرهنگ مجبور شد برود و نماز بخواند. رکعت اول را خواندیم. سرهنگ وقتی خواست برای رکعت دوم از جا بلند شود، گفت: یا حضرت عباس!


    همه زدند زیر خنده و نماز به هم خورد. سرهنگ که هم از شدت درد به خود می پیچید و هم از شدت خجالت رو به مامومین برگشت و گفت: من که گفتم من رو جلو نفرستید!

    منبع:وبلاگ سردار شهید محمدرضا فردچیان 



    این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 26 بهمن 1392
    منبع
    برچسب ها : سرهنگ ,نماز ,نماز جماعت ,
    نماز جماعت

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر